راه و رسم سفر
راه و رسم سفر
در نهایت پس طی آن لحضات در لب نهر حیات و آن عالم پرخمیازه، با نوای این جمله در خانه ی من به صدا آمد؛ ای ماهیگیر!، "دریادار باش و دلت به دریای کسی زن که همسفر عشق را به کشتی و مرغ دریا، آسان نفروشد!" ...صداهایی، پیاپی ز من به گزند پرسیدند؛ گر هنری ز ایمان نورزی به چه جهت زندگانی هر روزه، ز ایزد ستانی؟
+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 17:33 توسط هزاردستان
|