تیولا روح
تیولا روح
تصمیم ما بر این شد که نامیرا شده و سالهای زیادی به زیست خود ادامه دهیم. نزدیکترین موجود به این خواست ما عروس دریایی تیولا با نام دیگر چتر دریایی بود که نماد جاودانگی و نامیرایی است. راز این جاودانی و نمردن این است که تا ابد می تواند خود را بازسازی و نوآرایی کند و پیوسته سفری بازگشت پذیر به دوران نونهالی داشته باشد. سلول های بدن انسان هر ۷ سال و مولکول های بدن هر ده سال یک بار نو و تازه می شوند. یعنی بعد از گذشتن این زمان دیگر اثری از سلول ها و مولکول های کربن قدیمی در بدن هیچ انسانی پیدا نمی شود. البته این جانور مغز درست و حسابی ندارد و شاید عدم وجود حافظه، خاطرات و زندگی هوشمند وفق پذیری او را با تحولات بالاتر برده و سبب فناناپذیریش شده است. در مقام مقایسه شاید زندگی بی عقل و منطق ارزش مختصری داشته باشد و روح تاقچه ای برای نشتن با صلابت در اتاق جان پیدا نمی کند. تیولایی شدن پذیرش نباتی شدن محض است. در بعد دیگر زندگی بدون احساس و عشق اگر میلیاردها سال هم به طول بینجامد، به هیچ وجه کرامتی را نصیب صاحبش نمی کند و مطلوب صاحبان ذوق و قریحه نیست. البته این عروس دریایی در عقد داماد زمانه و جهان است و احتمالا تمام احساس و علاقه اش را بدان ها ارزانی داشته که ماندگار مانده است. من بدیم نتیجه متمایلم که انسان فانی اگر اعتقاد و عشق خود را به همنوعش محدود کند حیات جسمی و روحی او حداکثر یک صده است، ولی اگر همان را به نیکویی به خالق و برگزیدگانش نیز تسری دهد، حداقل از بعد روحی جاودانگی می یابد. دست یابی به تیولا روح بسیار رویایی، امیدآفرین و رشگ برانگیز است.