خواب خرس قطبی پیر
خواب خرس قطبی پیر
من رازی را برای خواب عمیق در شب کشف کرده ام که به خوبی روشن و خاموش کردن کلید یک لامپ، عمل می کند. با این روش ابداعی، در رختخواب از حالت پیش خواب به سرعت به خواب خرگوشی رفته و در نهایت به خواب خرس قطبی ختم می شود. حال چه شد بدین ابداع رسیدم؛
بعضی شب ها که خواب سر ناسازگاری می گذارد، با التماس می گویم: مغز جان! بخوابیم دیگه، فردا پر کاریم و گرفتاری زیاده. اما مغزم در آن لحظات معمولا تصمیم می گیرد یکجا تمام خاطرات خجالتآور و استرس زای زندگی ام را مرور کند. من هم همینطور از آبرو ریزی ها و استرس هایی که به یادم می آورد سرخ و سفید شده و در سوز و گداز هستم. گاهی حجم آزردگی زیاد بوده و سبب شانه به شانه شدن شده، روی بالشت غلت زده یا طرز خوابیدنم را سروته می کنم. در هر صورت اهل قرص خواب خوردن و یا دم نوش گیاهی نبوده و نیستم. این جست و خیز ها ادامه دارد تا به نقطه جوش استیصال برسم و طرح تهدید مغزم را به اجرا می گذارم. آن روزها که دانش آموز رشته تجربی بودم به مغزم می گفتم؛ اگه کرکره رو پائین نکشی و ادامه بدهی، به ولای علی بلند میشم میرم درس میخونما!. پس از سکوت سنگین درونی، ناگهان حس خواب آلودگی و سنگین شدن پلک ها به من دست می داد. اما باز به طور کامل خواب خرگوشی نمی آمد. مغز نصف و نیمه کوتاه آمده بود و دوباره خاطرات منفی را، بر روی دور کند مرور می کرد. اینجا بود که برای رسیدن به آخر خط و زدن مشت آخر، می گفتم؛ بس کن دیگه، اگر خوابم نبره میرم ریاضیات و فیزیک پیشرفته میزارم جلوم و تا خود صبح خروس خون میخونم. سال ها این حربه در دوره دانش آموزی چون سلاحی در شب ها کار می کرد و به راحتی مرا تا خواب خرس قطبی می برد. اما وقتی پا به دوره دانشجویی در دانشگاه گذاشتم دیگر این ایده جواب نمی داد. مغزم مقاومت می کرد و تا حد خماری خواب و گاهی خواب خرگوشی بیشتر پیش نمی رفتم. بدین سان از یکی از دوستان جزوات دیفرانسیل و ارتعاشات رشته مهندسی در دانشگاه را گرفتم و شب در کنار تختم می گذاشتم. با این تدبیر در دوره دانشجویی نیز خوش خواب بودم و به سرعت با چشم روی هم گذاشتن به بخش آرشیو رویاهای بدون کابوس می رفتم. این دوران نیز گذشت و استاد شدیم. اما مغز ما باز به روال سابق برگشت و بازی شوخی با اعصاب را شروع کرد. از این رو پس از چاره اندیشی های فراوان به این نتیجه رسیدم، هرگاه خوابم نبرد، مغزم را تهدید به جمع و تفریق و انتگرال گیری از وام ها، قسط ها و قرض قوله هایم بنمایم. با این حیله عمیق ترین نوع خواب در هستی که خواب خرس قطبی پیر است به سراغم می آید.
تازگی ها نیز متوجه شدم به این زرنگی در روانشناسی "قصد متناقض" می گویند! ولی برای من همیشه نامش "طرح بترسان تا بخوابی" یا "احضار خواب" است.